محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

22

خلاصة الحكمة ( فارسى )

ايلاوس ايلاوُس : علامه گفته كه وجعى است كه در معاى عليا كه دقيق است به هم رسد و منع كند نفوذ ثفل را به سوى معاى سفلى كه غليظ است به حدى كه ناچار از دهن برآيد و تفسير آن را جالينوس در اغلوقن به « رب ارحم » و بقراط به « المستعاذ منه » كرده در فصول خود گفته كه چون حادث شود در قولنج - مستعاذ منه - قى و فواق و اختلاط ذهن ، پس آن دليل بدى حال مريض است و نيز در آن فصول گفته كه شخص را حادث شود تقطير البول در قولنج - معروف به ايلاوس - پس آن شخص در هفت روز مىميرد . « 1 » بحران / بحرانات بُحْرَان : لغت يونانى است به معنى فصل الخطاب و آن روز محاربهء طبيعت با مرض است و به اصطلاح اطبا تغير بدنى عظيم است كه دفعتاً حادث مىشود يا به سوى صحت يا به سوى مرض و يا به سوى ناخوشى حال و هلاكت و بحران يا تام جيد است يا تام ردى و يا ناقص جيد و يا ناقص ردى . و تشبيه كرده‌اند مرض را به دشمن ياغى بر مدينهء بدن و طبيعت را به پادشاه حافظ آن مدينه و بحران به روز قتال فيما بين . پس اگر پادشاه ( طبيعت ) بر مرض ( عدو ) غالب آيد و او را از مدينهء بدن بيرون كند ، آن را بحران تام جيد نامند و بالعكس بحران تام ردى . و اگر به يك دفعه هيچ‌يك بر ديگرى غلبهء تام نيابند و محتاج به قتال ديگر باشند ، آن را بحران ناقص گويند و در اين صورت اگر غلبه از طبيعت باشد آن را بحران ناقص جيد نامند و الّا ناقص ردى . « 2 » بحوحة الصوت / بحة الصوت بُحُوْحَة الصُوت : غلظت و سنگينى آواز است به سبب ريختن مواد غليظه در مجارى آن ، خواه دموى باشد و خواه بلغمى . « 3 »

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان ، ص 57 . ( 3 ) . همان .